جا به جایی خانه و تمیز کاری!

اتاق قبلی ام را عوض کردم.در اتاق قبلی من یک حمام و دستشویی و یک آشپزخانه کوچک شامل یک یخچال نقلی و یک ظرف شور و ۲ تا اجاق برقی داشتم. ۱۰ تا اتاق درون کریدور یک لابی با چند دست مبل و یک آشپزخانه شامل فر و یک فریزر بزرگ مشترک داشتند. باید بگم اتاق قبلی ام خیلی خوب بود. ۲ تا ایرانی توی کریدور بودیم و یک دانشجوی دکتری اهل مقدونیه و یک زوج چینی و ۶ تا سوئدی.

اتاق جدید حدود ۱.۵ کیلومتر از خانه قبلی فاصله داره( یک ربع پیاده روی) و آشپزخانه و حمام و دستشویی آن با یک نفر دیگه مشترک است. دیگه از لابی خبری نیست. و برای لباس شستن باید از قبل وقت بگیری برای اتاق ات و تایم آخر لباس شستن ساعت ۶ تا ۹ است. در اتاق قبلی سیستم نوبت دهی نبود و ۲۰ تا اتاق دو تا ماشین لباس شویی بزرگ و یک خشک کن معمولی و یک خشک کن دیواری داشتیم. من ساعت ۱۲ شب هم لباس شسته بودم و کسی به کسی کاری نداشت.

برای تحویل خانه قبلی یک بازرس قبل از تحویل خانه را بازرسی می کند که همه جا تمیز باشد و احیانا اگه خسارتی به وسایل زده اید مبلغش را از شما مطالبه می کند. من مدام از این روز وحشت داشتم!

قبل از اون بگم که یکی از مزیت های زندگی در شمال سوئد نسبت به جنوب سوئد که شهرهای اصلی و بزرگ سوئد قرار دارند اینه که هزینه اجاره خونه خیلی کمتره و خونه خیلی راحت تر پیدا میشه. میشه گفت پیدا کردن یک آپارتمان در استکهلم برای یک تازه وارد غیر ممکنه! و امکانات مناسبی که در اینجا برای آپارتمان های دانشجویی هست به هیچ وجه در جنوب وجود نداره و با همین متراژ هزینه  اجاره بسیار سنگین تره.

خلاصه روز اولی که وارد این اتاق شدم یک کاغذ به زبان سوئدی روی میز بود که من نفهمیدم چیه و حتی زحمت ترجمه هم به خودم ندادم. بعدها فهمیدم توی اون کاغذ باید خرابی هایی که در اتاق هست را به  آژانس مسکن گزارش بدیم که بیان درستش کنن. من نمی دونم نفرات قبلی کی بودن اما هر کی بودن خیلی خسارت به خونه زده بودن! طبقه شیشه ای یخچال شکسته بود. پایه میز وسط اتاق شل بود. تخت نیمه شکسته بود، فریم اصلی چراغ درون اتاق نیمه شکسته بود…. من از حقوق خودم بی خبر و همون روزهای اول این موارد را گزارش نکرده بودم.تنها هنری که کردم این بود که یادمه زنگ زدم به خدمات مشتریان و همون روزهای اول چراغ وسط خونه را درست کردن. ولی بقیه موارد را نه. تابستون بود که  دو تا پایه های تخت کامل شکست! و من زنگ زدم اومدن درستش کردن.  ولی بقیه موارد هنوز باقی مونده بودن به اضافه خسارت هایی اندکی که خودم وارد کرده بودم! اما مشکل اصلی تمیز کاری بود. چون در کریدور مشترک بودیم هر کس که اتاق را پس می ده باید آشپزخونه مشترک را هم تمیز کنه. یکی از بچه های کریدور غذا را در فر مشترک سوزونده بود و همه د اخل اش سیاه شده بود.

یادمه ایران هم که بودم همیشه واسه خونه تکونی نوروز عزا داشتم. چون مامانم می گفت خودت اتاق خودت را تمیز کن. دیوار ها و پرده و … ولی من اتاق خودم را هم حوصله نمی کردم و یا یک روز مونده به نوروز سرسری یک کارهایی می کردم و می پیچوندم!

اما این دفعه خودم بودم و خودم و دوباره یک تجربه جدید در زندگی. خوب باید ابزارهای لازم را پیدا میکردم. به کمک تمیز کننده Mr.Muscle که بوی وحشتناکی می داد! و در صورت تماس با پوست دست اونو می سوزوند موفق شدم تمام لکه های کنار گاز و فر مشترک را پاک کنم. البته باید اذعان کنم تا چند روز تمام کت و کولم درد می کرد. کف اتاق ، دیوار ها ، کمد ها ،‌حموم و دستشویی،…خلاصه یکجورهایی نابود شدم. و کلی وسیله که باید می بردم خونه جدیدم. در همین مدت کلید قفل انبار را هم توی برف ها گم کردم! و الان دغدغه ام شده بود که چه جوری باید در انبار را باز کنم. با دوست بندگلادشی ام با چکش هر چی روی قفل زدیم نشکست و می خواستم برم اره آهن بر بخرم که یکی از دوستان از آزمایشگاه خاک دانشکده عمران بهم یک کاتر فلز بر، داد که به کمک اون قفل را نصف شب شکوندم!

خلاصه مصیبتی بود….خدا را شکر بازرس غیر از یک لکه که مجبور شدم جلوی خودش پاکش کنم راضی بود و فرم تحویل را امضا کرد و به اضطراب چند ماهه من پایان داد!

اتاق جدیدم طبقه ۳ است و یک تجربه جدید محسوب میشه. البته آشپزخونمونم پرده نداره! اصولا توی غرب اون مراقبت هایی که در جوامع اسلامی برای دیده نشدن اندرونی و اینها هست مثل دیوار بلند و … اصولا وجود نداره و معمولا فیها خالدون خونه‌ ها از بیرون پیداست. غیر از داخل اتاق ها . تمام آشپزخونه های این منطقه ای که رفتم از بیرون قابل مشاهده هستن.

به کمک بچه ها به قیمت نابود شدن مچ دست و بازو وسایل من را بردیم خونه جدیدم.

فستیوال زمستانی دانشگاه یک ماه پیش بود و من هم به سوار شدن به سورتمه ای که توسط سگ ها کشیده می شد نایل اومدم. عکس زیر صحنه ای از سگ هایی است که سورتمه را دنبال خودشون می کشیدن!

Advertisements

یک دیدگاه برای ”جا به جایی خانه و تمیز کاری!

  1. خونه جدید مبارک..سعی کن به اینکه قبلن کجا بودی فک نکنی و مقایسه نکنی و خونه جدیدتو دوس داشته باشی .. منم این سگا رو دوس دارم اما هم از خودشون می ترسم هم تحمل سرما ندارم

    • ممنون!
      موجودات فوق العاده بی آزاری هستن. و بعضی هاشون بسیار زیبا!
      سرما هم که هیچ کس نداره و دوست هم نداره.

  2. ایول امیدوارم سورتمه سواری حسابی بهت چسبیده باشه! خونه جدید هم مبارک درسته که خیلی اذیت شدی ولی خب تجربه‌ی خوبیه خودش! از اون شتراست که دیر یا زود در خونه‌ی خیلیا میشینه…

اگه دوست داشتی یه چیزی این پایین بنویس!

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s