برف آمد، برف آمد، تو ببین که به صد ناز آمد!

۱-برف امسال بالاخره  با صد ناز امد و ظاهرا خیلی بی سابقه بوده که توی نوامبر در لولئیو برف نیومده.پارسال از ۱۸ اکتبر برف اومد و در همین تاریخ فعلی در سال گذشته حدود ۱ متر برف روی زمین نشسته بود و هوا بسیار سردتر بود.البته من که از گرمای بی سابقه استقبال کردم و خوشحال بودم! ولی یه خوبی برف اینکه بارون نیست! و از گل و لای خبری نیست و اینکه چون اینجا در این ماه ها ساعت ۲ بعد از ظهر تاریک میشه به روشنایی محیط کمک می کنه و هوا روشن تر میشه. در هر صورت الان تازه دما منفی چهار درجه است و این خودش کلی نعمته برای امثال من!

۲- فبس بوک داره اولین دیتاسنتر خودش خارج از آمریکا را در شهر ما در ۵ دقیقه ای(‌پیاده) محل سکونت فعلی من می سازه.قراردادش حدود ۷۰۰ میلیون دلار آمریکا است. و تا سه سال ساختش طول می کشه.یکسری از پول اش را هم خود دولت سوئد می ده تا در آینده شرکت های غول دیگه آي تی هم اینجا دیتا سنتر بسازن. عواملی مثل اینکه در ۶۰ سال گذشته دمای لولیئو از ۳۰ درجه سانتی گراد بالاتر نرفته و اینکه برق در شمال سوئد ارزونه انگیزه های اصلی بودن.این بزرگترین سرمایه گزاری در لولیئو بعد از دهه ۴۰ میلادی هست که صنایع آهن اینجا تاسیسات درست کرده اند.

در هر صورت پنجره اتاق من که در ۲۰ متری خیابون هست هر روز از ساعت ۵ صبح شاهد رد شدن کامیون هاست! و صداشون بعضی وقتها مزاحمه.

چند تا لینک برای خبر ساخته شدن دیتاسنتر فیس بوک در لولیئو:‌لینک ۱ و لینک ۲ و لینک ۳

Advertisements

سال جدید تحصیلی

-دو هفته است که کلاس هایمان شروع شده است.

-سرم خیلی شلوغه.

-توی دوره مستر ما ۲۱ نفر پسر هستیم و یک نفر دختر.اسمش آبیولا است و اهل نیجریه.لیسانس مخابرات داره.شوهرش در دپارتمان معدن دانشجوی پی-اچ-دی است.بسیار کم حرف و خجالتی.امسال که اومدم سر کلاس ها فهمیدم که هفت ماه حامله است.بهش اطمینان دادم که اگه پروژه ای چیزی خواست به من بگه که کمکش کنم.

-دو تا درس دارم یکی مهندسی نرم افزار است که خب در دوره کارشناسی هم آن را داشته ام ولی خب اینجا زبان اسناد باید به انگلیسی باشد و احساس می کنم کار گروهی در آن خیلی جدی تر گرفته می شود.برای گروه بندی هم جلسه اول استاد درس یک برنامه جاوای تولید اعداد تصادفی را اجرا کرد و قبلش به هر نفر یک شماره نسبت داده بود.خلاصه اعضای گروه ها تصادفی انتخاب شدن.من با یک پسر سوئدی و یک دانشجوی مهمان از سنگاپور و یک از همکلاسی های خودم که اهل بنگلادشه هم گروه شدیم.هر جمعه ساعت ۵ باید یکی از اسناد را تحویل بدیم.تا حالا ۲ تا را تحویل داده ایم و یک کویز از ۳ تا کویئز درس را گذرانده ایم.

درس دیگرم که البته هنوز خیلی دقیق ابعادش مشخص نیست درس پرژه رشته مان هست که قراره در کل پاییز ادامه پیدا کنه.پروژه قسمتی از پروژه sense smart city هست که قراره یک شهر کاملا هوشمند با تمام مولفه های دنیای جدید به صورت عملی در آن اجرا بشه.شهر مورد نظر هم Skellefteå است که با خودرو حدود یک ساعت و نیمی جنوب شهر ما قرار داره.عنوان پروژه ما هست Temperature measurement on high power cables.حدود ۳۰ تا دانشجو هستیم.قراره که به کمک سنسورهای Mulle که در دانشگاه خودمون طراحی شدن درجه حرارت کابل های فشار قوی را نظارت کنیم و بعد این داده ها به کمک یک gateway از طریق اینترنت بره به یک سرور.البته کاربران می تونن با گوشی های همراه هم از طریق شبکه نسل سوم و یا چهارم این اطلاعات را بتونن به سرور اضافه کنند.بعد در آن سمت هم قرار است احتمالا یک برنامه تحت وب برای گوشی های موبایل با HTML5 ساخته بشه.البته هنوز ابعاد پروژه دقیق مشخص نیست.قراره دوشنبه آینده گروه بندی بشیم.

-کار گروهی در دانشگاه های ایران خیلی جدی گرفته نمیشه و یا مثلا یک سری محدویت های بیخودی براش ایجاد می کنن.اینجا در همه ساختمان های دانشگاه اتاقهایی برای کار گروهی وجود داره که از طریق حساب کاربری دانشجویی و یک سامانه تحت وب برای یک ساعتی رزرو می کنی.یک تخته وایت برد در هر کدام از اتاق ها هست.اینترنت بی سیم پر سرعت هم که همه جای محوطه دانشگاه وجود داره.البته به نظر من خود کامپیوتر هایی که در این اتاق ها هست اصلا به درد نمی خورن چون اکثرا Thin Client هستن و خیلی کند و فقط برای همون مرور وب مناسب هستند که البته تقریبا ۹۰ درصد کارها با همون راه می افته ولی خیلی کند هستن.در دانشگاه اصفهان که نمی تونستی کارگروهی را در یک چنین فضایی به راحتی انجام دهی.مثلا باید می رفتی توی یک کلاسی که در آن لحظه در آنجا درسی برگزار نمی شد یا یک میزی در راهروها و راه پله ها که خیلی هم شلوغ هستن باید پیدا می کردی و در کمال تاسف گروه هایی که دختر و پسر با هم هم گروه باشن یا تحمل نمی شد یا برای پیدا کردن جای کار گروهی مشکلات بیشتری داشتن.

-برای کار گروهی Google Docs فوق العاده است!

-هوا داره سرد میشه و روزها هر روز کوتاه تر میشن.

-جدیدا خیلی تلاش دارم توی وبلاگ مطلب بگذارم ولی نمی دونم چرا یا کاهلی می کنم یا اصلا بیخیال میشم.

قرار دادن تمام فصول پایان نامه در مورد رایانش ابری به زبان فارسی برای دانلود

خوب همانطوری که قبلا هم به خواننده هایی که به من برای پایان نامه فارسی ایمیل می زدند قول داده بودم بالاخره تصمیم گرفتم که تمام فصول پایان نامه به زبان فارسی را که به عنوان پروژه پایانی دوره کارشناسی زیر نظر دکتر ناصر نعمت بخش در گروه مهندسی کامپیوتر دانشکده فنی دانشگاه اصفهان در تابستان ۱۳۸۸ انجام شده است را برای دانلود در اینجا قرار بدهم.

این پایان نامه دارای پنج فصل می باشد :

صفحه اول

چکیده

فصل اول – مقدمه ای بر رایانش ابری

فصل دوم -مطالعه و بررسی پردازش (رایانش) ابری و چالش های پیش رو

فصل سوم-راه های پیاده سازی

فصل چهارم -پیاده سازی یک نمونه کاربردی

فصل پنجم-نتیجه گیری و راه کارهای آینده

فهرست منابع

دانلود کل پایان نامه به صورت فایل زیپ ( حجم ۱.۷ مگا بایت ) از اینجا : دانلود

 

ارايه من در مورد Cloud Computing (رایانش ابری) به زبان انگلیسی—لینک دانلود اصلاح شد

امروز برای درس Mobile and Distributed Computing ارایه ای در مورد رایانش ابری انجام دادم.

فایل پی-دی-اف PDF آن ارایه رادر اینجا آپلود کرده ام که اگه کسی خواست استفاده کنه.

البته نگرش من به موضوع بر پایه پردازش داده های بسیار بزرگ و کمکی که رایانش ابری در این زمینه می تواند به ما بکند هست.تاکید هم

بر مدل MapReduce و پیاده سازی متن باز آن یعنی Hadoopاست.

از اینجا دانلود کنید.

ارائه من در مورد Internet Protocol Television یا IPTV

امروز سر کلاس درس Network programming and distributed applications همه بچه ها حدود ۱۰ دقیقه ارايه دادند.

موضوعی که من ارايه دادم Internet Protocol Television یا IPTV بود.هر دانشجویی از قبل یک مقاله تحقیقی را برای استاد فرستاده بود که باید بر روی آن یک پرزنت آماده می کرد.آپلودش کرده ام در این  آدرس که اگر خواننده فارسی زبان به دردش خورد و با موتور جستجو آمد اینجا بتونه استفاده کنه.( یک فایل PDF با حجم ۳۰۰ کیلو بابت)

پی نوشت :‌در سوئد خیلی راحت همه را با اسم کوچک صدا می زنی.مثلا استاد این درس من Robert است که راحت با اسم کوچکش صداش می زنم.نمی خواهد یک تریلی عناوین را ردیف کنی برای هر کسی.