سفر یک روزه به استکهلم

برای یه کاری رفتم استکهلم. سفر یک روزه. مختصر و مفید.  پیش یکی از بچه های سابق لولیئو که اونجا زندگی می کنه بودم. خونه اش به مرکز شهر خیلی نزدیک بود و این ويژگی در یک شهر بزرگ یعنی یک امتیاز منحصر به فرد. بماند که آپارتمان خیلی نقلی بود.

تفاوت زندگی در یک ده مانند مثل لوليئو و یک شهر بزرگ و پیشرفته مثل استکهلم کاملا مشهود بود. البته فروشگاه ها که در همه جای سوئد یکی هستند ولی مثلا وسعت مساحت همون مغازه ( مثلا H&M) در استکهلم ۲۰ برابره. زندگی در جریان و میشد ساعت ۹ شب کلی مرد و زن در پارک دید که دارن ورزش می کنن یا سگ هاشونو اوردن بیرون. در ضمن تیپ و لباس آدم های استکهلم قشنگ همون تفاوت را نشان می داد و البته تعداد بیشتر آدم های سیگاری که نشانه دیگر استرس بیشتر در شهرهای بزرگتر.

دمای هوا  استکهلم عالی یعنی صفر درجه! و لولیئو در همان زمان منفی ۱۲ درجه .

برای اولین بار در عمرم موهای یک نفر دیگه را کوتاه کردم! پشت و کناره ها با مزر و روی موها با قیچی و شونه.

Advertisements

برف آمد، برف آمد، تو ببین که به صد ناز آمد!

۱-برف امسال بالاخره  با صد ناز امد و ظاهرا خیلی بی سابقه بوده که توی نوامبر در لولئیو برف نیومده.پارسال از ۱۸ اکتبر برف اومد و در همین تاریخ فعلی در سال گذشته حدود ۱ متر برف روی زمین نشسته بود و هوا بسیار سردتر بود.البته من که از گرمای بی سابقه استقبال کردم و خوشحال بودم! ولی یه خوبی برف اینکه بارون نیست! و از گل و لای خبری نیست و اینکه چون اینجا در این ماه ها ساعت ۲ بعد از ظهر تاریک میشه به روشنایی محیط کمک می کنه و هوا روشن تر میشه. در هر صورت الان تازه دما منفی چهار درجه است و این خودش کلی نعمته برای امثال من!

۲- فبس بوک داره اولین دیتاسنتر خودش خارج از آمریکا را در شهر ما در ۵ دقیقه ای(‌پیاده) محل سکونت فعلی من می سازه.قراردادش حدود ۷۰۰ میلیون دلار آمریکا است. و تا سه سال ساختش طول می کشه.یکسری از پول اش را هم خود دولت سوئد می ده تا در آینده شرکت های غول دیگه آي تی هم اینجا دیتا سنتر بسازن. عواملی مثل اینکه در ۶۰ سال گذشته دمای لولیئو از ۳۰ درجه سانتی گراد بالاتر نرفته و اینکه برق در شمال سوئد ارزونه انگیزه های اصلی بودن.این بزرگترین سرمایه گزاری در لولیئو بعد از دهه ۴۰ میلادی هست که صنایع آهن اینجا تاسیسات درست کرده اند.

در هر صورت پنجره اتاق من که در ۲۰ متری خیابون هست هر روز از ساعت ۵ صبح شاهد رد شدن کامیون هاست! و صداشون بعضی وقتها مزاحمه.

چند تا لینک برای خبر ساخته شدن دیتاسنتر فیس بوک در لولیئو:‌لینک ۱ و لینک ۲ و لینک ۳

تماشای مسابقه بسکتبال و ادامه مطالب بی ربط!

۱- دیشب فرصتی شد که با دوستان بریم مسابقه بسکتبال.مسابقه در مرحله نیمه نهایی لیگ بسکتبال مردان سوئد بین تیم دو شهر لولیئو(Luleå) و نورشپینگ (NorKöping).

مسابقه بسکتبال در لولیئو

مسابقه بسکتبال در لولیئو

راستش من که خیلی وقت بود مسابقه ورزشی از نزدیک ندیده بودم.آخرین باری که ورزشگاه بودم بازی سپاهان – پرسپولیس بود در ورزشگاه ۲۲ بهمن اصفهان نزدیک کوه صفه ( که اون ورزشگاه دیگه خراب شده) حدود سال ۱۳۷۸ اگه اشتباه نکنم.اون بازی را سپاهان برد.یکی از دایی هام و من و پسر دایی هایم بودیم.تا جایی که میشد تو اون روز فحش شنیدم و فحش های جدید یاد گرفتم!البته دوران کودکی با یکی دیگه از دایی هام مسابقه اسب سواری (‌دهکده المپیک اصفهان ) و بسکتبال رفته بودم.البته من از شعارها که زیاد سر در نمی آوردم چون به زبان سوئدی بود ولی از آهنگ های وسط استراحت ها و نیمه خیلی خوشم اومد و البته از Cheerleading که برگزار می شد همراه با موسیقی پر انرژی و خود دوستان Cheerleaders!

Cheerleaders

دوستان زحمت کش Cheerleaders!

البته ضد حال اساسی این بود که لولیئو بازی را باخت و از رسیدن به فینال محروم موند.

۲-اینجا خیلی ها سگ دارن.و سگ ها حتما باید برای راه رفتن و جست و خیز هر روز بیرون از خانه برده شوند.اصولا جزو حقوق سگ های خانگی در سوئد این است که در روز حتما بیرون برده شوند و گرنه صاحب آنها جریمه می شود.( در ضمن دارنده سگ باید به دولت مالیات بدهد)

از مسیر دانشگاه هم سگ زیاد عبور می کند.چند روز پیش یک خانمی با کالسکه نوزاد و سه تا سگ داشتن از مسیر اصلی دانشگاه رد می شد که من با موبایل عکس اش را گرفتم.

مادری با کالسکه بچه و ۳ تا سگ در مسیر اصلی دانشگاه LTU

۳-یک امکانی که در دانشگاه فراهم ه و خیلی مفیده وجود مایکرویوو های رایگان برای دانشجوهاست که می تونند غذاهایی که از خونه میارن را در اون گرم کنند.

ساختمان A که ما هم هستیم این قسمت را داره و چند تا میز که معمولا موقع ناهار همیشه چند نفری هستند که دارن غذا می خورن.مثل همه جای دیگه سوئد یک کمد مانند برای زباله ها که باید  زباله های کاغذی و اینها و میوه و اضافات غذا  و غیر بازیافتی ها را جدا کنی و اونجا بریزی.یک ظرف شویی هم داره که ظرف هاتو بشوری و یک فریزر هم اینجا هست.

قسمت مایکرو ویو برای گرم کردن غذای دانشجویان در دانشگاه LTU

۴-ساعت ۱۲ و ۱۰ دقیقه نیمه شب یکی از شب های اول ژانویه ۲۰۱۱. تک و تنها در ایستگاه اصلی اتوبوس در Luleå کنار مرکز خرید Smedian منتظر آخرین اتوبوس.هوا بسیار سرد و برف سبکی می بارید.

ژانویه ۲۰۱۱-تک و تنها در ایستگاه اصلی اتوبوس در لولیئو منتظر آخرین اتوبوس

۵- این عکس را توی آرشیوم پیدا کردم.سالن خوارزمی دانشکده فنی-مهندسی دانشگاه اصفهان!حالا سالن بود یا کلاس درس بماند.البته الان که یک دانشکده جدید مهندسی ساخته شده و دیگه از این کلاس برای سالن استفاده نمیشه.این کلاس اولین جایی بود که در اولین روز ورود به دانشگاه فنی دانشگاه اصفهان وارد آن شدیم.ریس دانشکده و مدیرگروه و معاون آموزشی دانشگده برایمان سخنرانی کردند. در مهرماه ۱۳۸۳…چقدر زود گذشت…کلاس بسیار شلوغ و ۷۰ نفری ریاضی مهندسی و چند کلاس دیگه مان همینجا برگزار شد.از جمله کلاس بی خاصیت ذخیره و بازیابی اطلاعات و استاد مزخرفش!

سالن خوارزمی در دانشکده فنی-مهندسی (‌قدیم) دانشگاه اصفهان